تبلیغات
وب لژیون مسافر جواد عمیدی - جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد

جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد

دستور جلسه این هفته : جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتادنتیجه تصویری برای انواع نگاه بسم الله الرحمن الرحیم


دستور جلسه این هفته : جهان بینی و فرق نگاه مسافر با معتاد


همانگونه که میدانیم کنگره 60 برای اولین بار در دنیا ، مثلث درمان اعتیاد را ترسیم نمود ، یعنی برای درمان اعتیاد سه مولفه و یا سه ضلع را درنظر گرفت . در تمام دنیا تا کنون دیده نشده بود که برای درمان اعتیاد سه مولفه و یا سه عامل دخیل در درمان ، در نظر گرفته شود. بسیاری از متد های درمانی دنیا ، بار اصلی اعتیاد را فقط در قسمت جسم می بینند ، بسیاری دیگر اهمیت مسئله را فقط در روان می بینند و عده ای دیگر هر دو را مهم می دانند . کنگره 60 برای اولین بار سه مولفه را در درمان اعتیاد مطرح کرد و معتقد است که بار اعتیاد به صورت مساوی بین این اظلاع تقسیم  شده  و هر سه را مهم می داند . جسم ، روان و جهان بینی .
موضوع جهان بینی نیز برای اولین بار در دنیا در حوزه اعتیاد و درمان آن ، توسط کنگره 60 مطرح شده است .
کنگره 60 معتقد است که برای درمان اعتیاد ، نه ترک اعتیاد ، بایستی هر سه ضلع این مثلث یعنی جسم ، روان و جهان بینی به موازات یکدیگر اصلاح شده و به تعادل نزدیک شوند تا عملیات درمانی ما به نتیجه برسد . در غیر اینصورت خبری از درمان نخواهد بود ، درمان نقطه ای است که مصرف کننده مواد مخدر به جایی می رسد که دیگر مواد مخدر مصرف نمی کند ، حالش خوب خوب است . تعادل دارد ، تعادل جسمی ، روانی و جهان بینی .


 کوچکترین وسوسه یا میلی و یا به قول متخصصین ، کریوینگ ندارد . مسئله ای به نام برگشت یا عود یا ریپلیس ، دیگر معنا و مفهومی برای او ندارد ، گله و شکایتی ندارد ، نمی گوید برای من کار و امکانات فراهم کنید تا در پاکی یا رهایی بمانم ، دنباله بهانه نیست و توقعی ندارد ، اگر همه دنیا مصرف کننده شوند او دیگر مصرف نخواهد کرد ، اگر در بدترین شرایط اجتماعی و محیطی قرار گیرد هرگز به سمت اعتیاد نخواهد رفت .فراری نیست ، با دیدن صحنه مصرف مواد مخدر یا عکس مواد مخدر یا ابزار مصرف مواد مخدر حالش بد نمی شود . احساسی ندارد ، نسبت به موادمخدر نه عشق دارد و نه تنفر، بی حساب بی حساب است .صفر است . با مردم ، جامعه و خانواده و اطرافیان روابط حسنه دارد  به دنبال پیشرفت است ، به دنبال ارتقاء و رسیدن به تعادل بیشتر است . ورزش می کند ، چهره او شاد و بشاش و درخشنده است .


چهره او را نگاه می کنی رویت را بر نمی گردانی ، زیرا موج او مثبت است ، چشمانش می درخشد . تجلی نور ایمان و عمل سالم و صالح بودن را در سیمای او می بینی ، اثری از اعتیاد درچهره ، گفتار و کردار او دیده نمی شود . باور نمی کنی او روزی مصرف کننده بوده است .
اینها خلاصه ای از خصوصیات مصرف کننده ای است که در کنگره 60 به درمان می رسد ، یعنی مسافر ، یعنی اعتیاد را درمان کرده است نه ترک . یعنی جسم ، روان و جهان بینی او به تعادل رسیده است . اگر مصرف کننده ای را دیدید که دیگر مواد مخدر مصرف نمی کند و این خصوصیات در او صدق نمی کند و یا بر عکس است ، بدانید درمان نشده است ، فققط ترک کرده است و روزی دوباره برگشت خواهد کرد . زیرا درمان یعنی رهایی تمام بندهای اعتیاد . رهای رها ، دیگر بندی نیست که روزی او را برگرداند .


ما در کنگره 60 از واژه رهایی و آزادی استفاده می کنیم نه ترک و پاکی ،  رهایی یعنی دیگر بند و پیوندی بین او و اعتیاد نیست .
برای رسیدن به این نقطه ، یعنی درمان و رهایی از اعتیاد بایستی هر سه ضلع مثلث درمان به تعدل برسند و این تعادل به حرف و سخن نیست ؛ در صحنه آزمایش های زندگی است که تعادل آن ، معنا و مفهوم پیدا می کند .


در خصوص جسم و راه اندازی سیستم ایکس یا تولید کننده های مخدرهای طبیعی ، شامل ناقل های عصبی ( نورو ترانسمیترها ) در اعصاب مرکزی و محیطی و سیستم غدد درونریز و هورمون ها ، قدر مسلم اطلاعات کافی دارید و از اهمیت خاص آن آگاه هستید  و می دانیم که باز سازی این سیستم علاوه بر عملیات تیپرینگ و کاهش تدریجی و پله ای مصرف( اپیوم یا اپیوم تینكچر ) ، لحظه به لحظه آن  با حالات  روانی و وضعیت جهان بینی  در ارتباط است  و بدون در نظر گرفتن دو ضلع دیگر  یعنی روان و جهان بینی ، پیشرفتی  در این قسمت نخواهد بود .


در بخش روان یا به تعادل رسیدن صور پنهان مثل حس ، نفس ، روح ، ذهن و بقیه اجزای صور پنهان نیز می دانیم که به تعادل رساندن آنها ، کاملا در گرو تعادل  جسم و جهان بینی  است . یعنی بایستی عملیات درمانی در بخش جسم و جهانی بینی با موفقیت پیش برود و از سوی دیگر کارکردهای جمعی و گروه درمانی فرد در کنگره 60 با حضور و مشارکت جمعی در بخش هایی مثل گفت و شنود در جلسات ( مشارکت ) خدمت کردن ، مشارکت کردن و فعال بودن در لژیون و سایر قسمت هایی که سفر اولی ها اجازه فعالیت  دارند ، در حد مطلوب  و استاندارد باشد زیرا این فعالیت ها تاثیر کاملا مستقیم در تعادل روان و ایجاد اعتماد به نفس و سایر پارامتر های روانی دارند . به عنوان مثال صحبت کردن در جمع  یکی از حرکت هایی است که به صورت واضح و مشخص به این بخش مربوط می شود .
ضلع سوم یعنی جهان بینی  ، همانند جسم و روان در درمان بیماری اعتیاد نقش بسیار کلیدی دارد ، تعادل در بخش جهانی بینی ، علاوه بر نتایج منحصر به فرد و خاص خود ، تاثیر بسیار مهم و مستقیمی در تعادل جسم و روان دارد  به گونه ای که عدم توجه به این بخش ، یعنی ناموفق بودن ما در عملیات درمانی ، یعنی به تعادل نرسیدن جسم و روان .


 جهان بینی و به تعادل نزدیک شدن آن ، وضعیت و بستری را به وجود می آورد تا جسم و روان در بهترین شرایط به تعادل و اصلاح ساختار ها دست یابند .
تعریف جهان بینی در جزوه جهان بینی  نوشته آقای امین دژاکام  به صورت کامل ارائه شده و در مورد آن سخن گفته شده است ، طبق تعریف فوق : جهان بینی یعنی مجموعه ی نگرش ، احساس ، ادراک و برداشت ما نسبت به محیط پیرامون ، این نگرش به دو بخش درونی و بیرونی تقسیم می شود  نگاه ما به درون و برداشت ما از درون  و نگاه ما به بیرون و برداشت ما از بیرون .
جهان بینی همانگونه که از واژه آن پیداست یعنی چگونه دیدن جهان ، هستی و زندگی و خودمان ، این چگونه دیدن ، نقش بسیار بسیار مهمی درحالات ما و نقش و پایگاه درونی و بیرونی ما در جامعه و هستی دارد .
آنچه که جایگاه ما را تعیین می نماید ، دانایی و در ادامه ، جهان بینی و به تبع آن عملکرد ماست .
ممکن است سوال شود که خوب ، جهان بینی یک مصرف کننده مواد مخدر به چه صورت است ، چه اتفاقی در آن به دلیل اعتیاد و مصرف مواد مخدر افتاده است و حالا چه باید کرد ؟

درپاسخ به این سوال می گوییم . برای مصرف  کننده مواد مخدر ، مصرف مواد اهمیت خاصی دارد تا جایی که شاید در زندگی او چیزی مهم تر از آن نباشد . مصرف مواد مخدر در صدر تمام خواسته ها و اولویت های اوست . هر مسئله ای که برای او مهم باشد ، در زمان نیاز مصرف ، مصرف مواد مهمتر و در اولویت است .
 به دلیل همین اهمیت خاص و از سوی دیگر وابستگی بسیار شدید که اگر مواد نباشد یعنی مرگ ، جهنم و پایان زندگی ، حتی اگر در بهشت سایر خواسته ها باشد و بودن مواد و مصرف مواد یعنی بهشت ، یعنی اینکه زندگی بر وفق مراد است حتی در بیغوله ها و در بدترین شرایط .
  از سوی دیگر فرماندهی مواد مخدر بر شهر وجودی او ، از جسم گرفته  تا روان و جهان بینی به گونه ای که در بست در خدمت خواست مواد و مصرف مواد است ، به نحوی که هر کجا مواد بگوید می رود و هرکجا که مواد نگوید نمی رود ، حتی غذا خوردن او تحت تاثیر مصرف مواد مخدر است که کدام غذا را بخورد و کدام غذا را نخورد  . به مجموعه این حالات  ما می گوییم جهان بینی افیونی ، یعنی نگرش ، احساس ، ادراک و برداشتی که تحت تاثیر مواد مخدر و مصرف آن به وجود آمده است و فرد ، خود ، زندگی و تمام هستی را از دریچه مواد مخدر ، مصرف و نشئگی می بیند .


در این وضعیت یعنی جهان بینی افیونی و به تبع آن انحراف و فاصله گرفتن از اصول صحیح تفکر سالم ، آرام آرام جو و فضای منفی و وارونه بر نگرش او حاکم می شود ، افکار منفی ، بدبینی ، متوقع بودن ، همه عالم را نادان و گناهکار دیدن و بی گناه و مظلوم دبدن خود نیز از خصوصیات جهانبینی افیونی است . در این وضعیت ، رفتار او نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و زندگی دستخوش نابسامانی و در ادامه طوفان های سهمگین و ویرانگر می شود .

البته شدت این وضعیت بسته به نوع ماده مصرفی تفاوت دارد ؛ یعنی شدت و ضعف دارد ، به عنوان مثال جهان بینی یک مصرف کننده مواد مخدر که تریاک مصرف می کند با فردی که شیشه مصرف می کند از یمین تا یسار متفاوت است ، هر دو مصرف کنند اند اما این کجا و آن کجا . شاید بتوان گفت که مخرب ترین نوع جهان بینی  در بین مصرف کنندگان مواد مخدر ، متعلق به دوستان شیشه ای باشد .
زیرا بشر از بدو خلقت تا کنون چنین تفکرات وحشتناکی را در مصرف هیچ نوع ماده مخدری ندیده است  .
 نیروهای شیطانی نیز از قافله تکنولوژی و فن آوری  عقب نماند اند  و پا به پای پیشرفت علوم و تکنولوژی ، آنها نیز مواد جدیدتر و مخرب تر را عرضه می کنند که شیشه در حال حاضر  سر آمد تخریب شیطانی است .


 برای اصلاح و به تعادل رساندن جهان بینی افیونی ، بایستی چند اصل مهم و اساسی را در نظر گرفت . اول ، اصل آموزش است ، یعنی ابتدا به ساکن ، مصرف کننده وارد چرخه آموزش می شود و با یادگرفتن و کسب آگاهی  از علم اعتیاد و شناخت صورت مسئله اعتیاد ، بلافاصله دیدگاه او نسبت به بیماریش و اعتیاد تغیر می کند ، در ادامه نیز آموزش هایی که می بیند و اطلاعاتی که کسب می کند ، آرام آرام دیدگاه و نگرش او را نسبت به همه چیز در معرض  اصلاح و تعادل قرار می دهد ، در کنار آموزش ، حرکت هایی که در درمان و به تعادل رسیدن جسم و روان صورت می گیرد به طور مستقیم و در تکمیل آموزش ها و به تعادل رساندن ساختارهای نگرش ، تفکر  و جهان بینی نقش دارد .
همانگونه که جهان بینی ، بستر تعادل جسم و روان است ، جسم و روان نیز بستر تعادل جهان بینی است  و بدون در اختیار داشتن  تعادل نسبی در قسمت جسم ، کارکردن روی مقوله جهان بینی و به تعادل رساندن آن ، هیچ معنا و مفهومی ندارد . خیلی ساده بگوییم فردی که خمار است و هزاران درد و ناخوشی به سراغ او آمده است ، صحبت کردن از آموزش و جهان بینی برای او امری مضحک است ، ابتدا بایستی شرایط مطلوب جسمی  و روانی را برا ی او فراهم کنیم  تا نوبت به مقوله آموزش و جهان بینی برسد و فرد حوصله و پذیرش این مسائل را داشته باشد .
در طول حداقل 10 ماه سفر اول یا دوره درمان ، با کاهش تدریجی و پله ای مصرف ، قرار گرفتن در جمع و گروه ، مشارکت های جمعی ، خدمت و دریافت آموزش ها و عمل به آن ها ، فرد را در وضعیتی قرار می دهد که اضلاع مثلث درمان اعتیاد او پا به پای یکدیگر و به موازات یکدیگر به تعادل نزدیک می شوند . جسم ، روان و جهان بینی به تعادل نزدیک شدن آن ها ،  فقط در یک کلمه خلاصه می شود . حال خوش .

و اما فرق نگاه مسافر و معتاد .


یکی از مشکلات خاص حوزه اعتیاد و مواد مخدر ، واژه هایی است که بار بسیار منفی دارند و در بعضی شرایط ، فعالیت را در این حوزه بسیار سخت می کنند . مثل کلمه معتاد . کلمه معتاد در جامعه ما بار بسیار منفی با خود دارد و هر کس که این کلمه در مورد او صدق می کند ، هزار و یک مسئله منفی دیگر نیز به او نسبت داده می شود . چه بسیارند افرادی که ناخواسته گرفتار مصرف مواد و اعتیاد شده اند ، اما انسان های درست و شریفی نیز هستند و به همین دلیل یعنی به کار بردن کلمه معتاد درمورد آنها وضعیتی را به وجود آورده که از ترس آبروی خود از مراجعه به مراکز درمانی خودداری می کنند .
یکی از حرکت های زیبای کنگره 60 ، فرهنک سازی و واژه سازی در این حوزه است تا این دسته از افراد بتوانند با نگرانی کمتری برای درمان اعتیاد خود مراجعه کنند .


یکی از این حرکت ها استفاده از واژه مصرف کننده مواد مخدر به جای کلمه معتاد است و همینطور استفاده از واژه مسافر برای مصرف کنندگان تحت درمان است که اعضای کنگره 60 در معرفی خود از آن استفاده می کنند ، افرادی که به کنگره 60 مراجعه می کنند  بعد از گذراندن سه جلسه مخصوص تازه وارین و انتخاب راهنما و آغاز نمودن سفر اول ، در معرفی ، خود را مسافر معرفی می کنند . سلام دوستان ... هستم یک مسافر . این کلمه زیبای مسافرکه نه تنها بار منفی ندارد  ، بلکه دنیایی از مفاهیم مثبت را درخود حمل می کند ، شرایط  مطلوبی را برای فرد به وجود می آورد تا دوره درمان خود را سپری کند.

یکی دیگر از حرکت های کنگره 60 در این حوزه ، استفاده از واژه مصرف کننده مواد مخدر است که به جای کلمه معتاد از آن استفاده می شود . کنگره 60 واژه معتاد را از تمامی متون و نوشتارهای خود حذف کرده است و حتی برای افرادی که گرفتار اعتیاد هستند و خیال درمان و رهایی را نیز ندارند ، از واژه مصرف کننده استفاده می کند .
از آن جایی که هنوز در دنیا این موضوع جا نیفتاده است و اغلب از کلمه معتاد استفاده می شود ، لاجرم برای بیان تفاوت های فردی که درمان شده با فردی که فقط مصرف مواد را قطع کرده و به اصطلاح ترک کرده است ، از کلمه معتاد و مسافر استفاده می کنیم .

منظورمان از معتاد فردی است که با روش اشتباه ، فقط مواد خود را قطع کرده و یا هنوز مصرف می کند و منظور از مسافر ، فردی است که در کنگره 60 با استفاده از متد صحیح ، دوره درمان را سپری می کند و یا به درمان و تعادل رسیده است .
می خواهیم دیدگاه و فرق نگاه این دو شخصیت را خیلی خلاصه در حوزه اعتیاد و درمان و در ادامه ، در مورد زندگی مقایسه کنیم . قدر مسلم وقتی صحبت از فرق نگاه می کنم ، اهمیت موضوع جهان بینی در این دیالوگ ها ، بیش از پیش مشخص می شود ، هرچند جسم و روان نیز در فرق نگاه بسیار مهم است .


معتاد می گوید :
دیگران من را معتاد کردند ، دوست  ، رفیق ، خانواده ، محیط ، جامعه ، ژنتیك ، آن ها باعث شدند تا من گرفتار اعتیاد شوم . علت اعتیاد من آن ها هستند .

مسافر می گوید :
علت اعتیاد من ، جهل و نادانی و خواست خودم بود ، هیچ کس مرا مجبور نکرد که بروم و مصرف کنم ، خودم خواستم ، خودم باعث بودم . خودم به دلیل جهل و نادانی و حرکت های بی تفکر به سمت مصرف و اعتیاد رفتم  .

معتاد می گوید :
اعتیاد درمان ندارد ، مرخصی دارد ولی ترخیص ندارد ، لبت که خورد به وافور ، شسته میشه با کافور ، حتی اگر مصرف نکنی باز هم معتادی ، تا آخر عمر معتادی .

مسافر می گوید :
اعتیاد درمان دارد ، درمان قطعی دارد ، طوری درمان می شوی و رها میشوی که اثری از اعتیاد درتو نباشد ، از روز اولت خیلی خیلی بهتر خواهی شد ،  طوری درمان می شوی و رها می شوی و به تعادل می رسی که هیچ کس باور نکند تو روزی مصرف کننده بوده ای . صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است.

معتاد می گوید :
حالم خوب نیست ، وسوسه دارم ، اگر یک مصرف کننده ببینم حالم خراب می شود ، اگر مثلاً یک سرنگ ببینم حالم بد می شود ، چه کار کنم که نزنم ؟

مسافر می گوید :
نه ، من حالم خوب است . خوبِ خوب ، هیچ وسوسه ای هم ندارم ، هیچ میلی ندارم ، دیدن این صحنه ها هم که تو می گویی ، حال مرا خراب نمی کند ، جنس و تفکر من عوض شده است ، این جور چیزها روی من اثری ندارد . هیچ وقت هم قرار نیست که بروم و بزنم تا دنیا دنیاست من دیگر مصرف نمی کنم ، زور نمی زنم که نزنم . چون درمان شده ام و به تعادل رسیده ام .

معتاد می گوید :
من مدتهاست که پاکم اما هنوز حالم خوب نشده است ، چهره ام هنوز درست نشده و مثل زمان مصرف هستم ، شبها راحت نمی خوابم  ، خسته ام ، زود عصبانی می شوم و در مسائل زناشویی مشکل دارم .

مسافر می گوید :
ولی من مشکلی ندارم ، چهره ام کاملاً درست شده ، طوری که کسی باور نمی کند من یه موقعی اعتیاد داشتم ، شبها راحت می خوابم و صبح زود بیدار می شوم ، زود عصبانی نمی شوم و در مسایل زناشویی هم مشکلی ندارم  ، ورزش هم می کنم ، هفته ای سه روز ساعت 6 صبح استخر هستم . تیراندازی با كمان ، راگبی ، فوتسال ، والیبال ...

معتاد می گوید :
همه مردم حالشون خرابه ، منو درک نمی کنند ، همه بد هستند .

مسافر می گوید :
نه ، همه حالشون خراب نیست ، همه حالشون بد نیست ، آدم وقتی حالش خراب باشه ، حالش بد باشه ، همه دنیا رو حال خراب و بد می بینه . من باید آن ها را درک کنم تا مرا درک کنند ، من باید خوب باشم تا همه را خوب ببینم ، اگر صاف باشی همه را صاف می بینی و اگر کج باشی ، همه دنیا و آدمهاش رو کج می بینی .

معتاد می گوید :
تو این دنیا نمی شه زندگی کرد ، چرا به من کمک نمی کنند ؟ چرا به من کار نمی دهند ؟ چرا به من احترام نمی گذارن ؟ حالا که من ترک کرده ام همه باید به من کمک کنند و همه جور امکاناتی برای من فراهم کنند تا من نروم و نزنم . باید به من اعتبار بدهند ،  خانواده باید هر چی که می خوام به من بده والا می رم و می زنم .

مسافر می گوید :
تو این دنیا میشه زندگی کرد ، خوب هم میشه زندگی کرد ، اگر درست باشی و در صراط مستقیم باشی ، همین دنیا برای تو می شود بهشت . از کسی نباید توقع کمک داشته باشی ، باید خودت تلاش کنی ، باید کار پیدا کنی ، اگه می خوای بری و بزنی ، برو بزن ، بهانه نگیر ،
 رفتی مواد مصرف کردی ، کلی خراب کاری کردی ، به خودت ، خانواده و جامعه آسیب رسوندی ، کلی رنج ، گرفتاری برای همه درست کردی ، طلب کار هم هستی ؟!     هیچ کس در خدمت تو نیست ، خودت باید در خدمت خودت باشی ، خودت خراب کردی خودت هم باید درست کنی ، اگه بخواهی و تلاش کنی هم کار پیدا می کنی ، همه اعتبار از دست رفتت رو به دست میاری ، هم اینکه امکاناتی رو که گفتی می تونی برای خودت فراهم کنی . برای انسان هیچی نیست جز سعی و تلاش خودش . باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فكر نمی كند .

معتاد می گوید :
هیچ کس مرا دوست ندارد .

مسافر می گوید :
خودت را دوست داشته باش ، دیگران را دوست داشته باش ، در صراط مستقیم باش ، تا دنیا و همه آدم هاش تو رو دوست داشته باشند . افکار تو و گفتار درونی تو ، امواجی رو از تو ساطع می کنه که این امواج حس دیگران رو در برخورد با تو تعیین می کنه . اگه در افکارت و در صحبت ها و گفتارهای درونی خودت دائماً به این موضوع که هیچ کس تو رو دوست نداره فکر کنی و با خودت اینجوری صحبت کنی و دائماً در افکار منفی سیر کنی ، در تو حس منفی به وجود میاد ، افکار منفی و حس های منفی ، شکل تک تک سلول های جسم تو رو به هم می ریزه ، آرایش سلولی و زیبایی سلولی رو از دست می دی و به دنبالش جسم و چهره تو هم زیبایش رو از دست می ده . امواج منفی از تو ساطع می شه و این امواج در حس دیگران هنگام رویارویی با تو خیلی مهم و تعیین کننده است . اگه منفی باشی حس دیگران هم نسبت به تو منفی میشه . خلاصه اینکه همه مطلب در درون و برون ماست . همه بدی ها و همه خوبی ها ، همه و همه از خود ما شروع میشه و سر چشمه می گیره . اگه مثبت باشی ، دیگران رو دوست داشته باشی ، خودت رو دوست داشته باشی و فکر منفی نکنی ، مطمئن باش که تک تک سلول های تو حالشون خوب میشه ، در این حالت ، جهره تو هم زیبا و دوست داشتنی خواهد بود . درست مثل افکار و احساساتی که داری . و در ادامه تمام دنیا و هستی تو رو دوست خواهند داشت و به تو احترام خواهند گذاشت .


با احترام ، مسافر علی خدامی
برجسب ها : کنگره 60


[ چهارشنبه 5 اسفند 1394 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ جواد عمیدی ]