تبلیغات
وب لژیون مسافر جواد عمیدی - فطرت

فطرت

فرق فطرت و نا خودآگاهنتیجه تصویری برای عکس فطرت وناخوداگاه

با نگاهی اجمالی ابتدا فطرت و ضمیر ناخودآگاه را تعریف و می كنیم. فطرت: فطرت به معنی سرشت است و دلالت بر نوع خلقت و آفرینش می كند ومعمولا در مورد انسان به كار می رود. چیزی را فطرت می گویند كه نوع خلقت انسان اقتضای آن را داشته باشد و خدادادی و غیر اكتسابی و مشترك بین همه انسانها باشد و از این رو شامل همه «بینش ها» و«گرایش های» خدادادی انسان می شود. خداشناسی فطری مربوط به نوع اول یعنی بینش ها ، خدا جویی و خداپرستی فطری و مربوط به نوع دوم یعنی گرایش های فطری است.(1) ضمیر ناخودآگاه و روان شناسان:ضمیر ناخودآگاه ابتدا توسط بنیانگذار روان تحلیل گری، فروید، مطرح شد این مفهوم توسط روان شناسان دیگر پذیرفته شده است، فروید شخصیت انسان را به سه سطح هشیار، نیمه هشیار و ناهشیار تقسیم كرد، هشیار جنبه محدودی از شخصیت است كه افكار، احساس ها و خاطرات ما را در هر لحظه آگاهی در بر می گیرد. فروید ذهن را به كوه یخی تشبیه كرد كه هشیاری،بخش بالای سطح آب است، یعنی فقط نوك كوه یخ مهم تر از آن به نظر فروید ناهشیار می باشد كه بخش بزرگ تر و نادیدنی زیر سطح آب است. نظریه روان تحلیل گری بر این بخش تمركز دارد. اعماق وسیع و تاریك آن جایگاه غرایز است، آن امیال و آرزوهایی كه رفتار ما را هدایت می كنند. ناهشیار شامل نیروی سوق دهنده عمده در پشت كل رفتار است و مخزن نیروهایی است كه نمی توان آنها را ببینیم یا كنترل كنیم.(2) نیمه هشیار میان این دو سطح قرار دارد مخزن خاطرات، ادراك ها و افكاری است كه ما در هر لحظه به صورت هشیار از آنها آگاه نیستیم، ولی می توانیم آنها را به راحتی به هشیاری فراخوانیم.(3) یونگ كارل گوستاو یونگ شاگرد فروید در تقسیم بندی جدید خود ناخودآگاه را در دولایه تفسیر كرد: الف لایه شخصی: در این لایه شامل تمامی تمایلات و احساساتی كه ما طی دوره زندگی خودمان آنها را پس زده ایم، است مثل امیالی كه ما به هر دلیلی در جامعه می توانیم برآورده كنیم و آنها را ناخودآگاه سركوب كرده ایم. ب) جمعی: طبق نظر یونگ در عمیق ترین لایه روان یك ناخودآگاه جمعی وجود دارد كه به ارث برده می شود و تمامی نوع بشر در آن شریك هستند. ناخودآگاه جمعی، از انرژی ذاتی فرد تغذیه می شود و به تمایلاتی كه كهن الگوها (آركی تایپ ها) نامیده میشوند نیرو می بخشد و آنها را سازمان می دهد. ما هرگز در مورد كهن الگوها به طور مستقیم چیزی نمی دانیم بلكه می توانیم از طریق تصاویر كهن الگویی كه در افسانه ها، هنر، رویاها و تمایلات و خیال پردازی های افراد در سر تا سر جهان یافت می شود، در مورد آنها چیزهایی بیاموزیم. افراد از طریق این تصویر سعی می كنند تا عمیق ترین تمایلات و آرزوهای ناخودآگاه درونی خویش را ابراز كنند كهن الگوها شامل تصاویر از مادر زمین، پیرزن خردمند، پیرمرد خردمند، حیوانات، تولد دوباره، مرگ، شیطان، جادوگر، خداوند هستند این كهن الگوها همچنین بر ماهیت و رشد سایر بخش های شخصیت اثر می گذارند.(4) از نظر یونگ صورت های ازلی، قلمرو دین هستند كه روح، خدا و بسیاری از نمادهای مذهبی، در ضمیر ناهشیار جمعی قرار دارند. و این امر از جهاتی با فطرت در فرهنگ اسلامی و موضوع سرّ و سرّ در عرفان اسلامی مشابهت دارد.(5) ویلیام جمیز نیز ضمیر نیمه هشیار را منشأ دینداری افراد، تفاوت افراد در دینداری می داند و آن را واسطه میان ما و عالم الوهی می شمارد.(6) نكات قابل توجه:1. اگر چه ضمیر ناخودآگاه به طور كلی مورد پذیرش روان شناسان قرار گرفته است اما دیدگاه های هر مكتب روان شناسی تا حدود زیادی در تفسیر كم و كیف آن تأثیر دارد. به عنوان مثال فروید (1856، 1939) دین را «توهم» «نوروز جهان شمول‌» و «مخدر» می نامید. همچنین مكتب رفتارگرایی در روان شناسی به دلیل تأكید بیش از حد بخش های ملموس و عینی روان انسان، مباحث ناهشیار را نیز مورد تردید قرار می دهد.(7) بنابراین در این دو دیدگاه مقایسه فطرت با ضمیر ناخودآگاه جایی ندارد. اتفاقا تفاوت عمیقی بین دیدگاه فروید و فطرت اسلامی وجود دارد.به نظر می رسد نظریه های یونگ، ویلیام جمیز، ویكتور فرانكل بسیار نزدیك به فطرت است كه البته بررسی دقیق این امر نیاز به پژوهش مفصل دارد.

برچسب : سایت های مرتبط  

ویرایش : مسافر جواد





[ جمعه 15 اردیبهشت 1396 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ جواد عمیدی ]